سریالی براساس رمان معروف ژول ورن، بیست هزار فرسنگ زیر دریا و کاپیتان نمو.
همراه با زیرنویس چسبیده
3.42از 12 امتیاز
وضعیت: تمام شده (1 فصل)
فصل : 1
10قسمت
1080p WEB-DL x265 SoftSub
Encoder : DigiMoviez
1 GB
برای دانلود
وارد پنل کاربری خود شوید
یا در سایت
عضو شوید
فصل : 1
10قسمت
720p WEB-DL SoftSub
Encoder : DigiMoviez
500 MB
برای دانلود
وارد پنل کاربری خود شوید
یا در سایت
عضو شوید
دانلود و تماشای آنلاین تنها با IP ایران امکانپذیر است، لطفاً v.p.n خود را خاموش کنید ، همچنین با نرم افزار IDM در رایانه و ADM در موبایل اقدام به دانلود نمائید. در صورتی که خارج از کشور زندگی میکنید ، اینجا کلیک کنید.
قسمت یک و دو شروع ماجرا رو نشون میده و روند معمولی داره ولی بااین حال جالبه. از قسمت سه، فیلم شروع میکنه به هیجانی شدن و یه بخش هایی نفس گیره. در کل اگر موضوعات ماجراجویی دوست دارین، دیدنش خوشایند خواهد بود. اونقدری هم پایان باز نبودش بنظرم، طوری هستش که محتوای فصل تموم میشه و داره ترغیب میکنه بیننده رو به فصل دیگه.
بچه که بودم روی تخت توی حیاط مادر بزرگم میخوابیدیم، حیاط هشت ظلعی بود، شیشه های پنج دری رنگی بود با یه حوض که جلوش دوتا باغچه بود، پشتشم یه مودار ( یعنی انگور رو روی داربست میزاشتن که اون بالا رشت کنه و شبیه سقف بشه) . آسمون پر ستاره بود حتی یه سریاشون تو آسمون راه میرفتن. مادرم برامون ژول ورن میخوند، همه کتاباشو دودنه دونه خوند. من اونموقع خیلی احساس خنکی میکردم. کلا خنکم بود. این سریالم ندیدم .اصلا نمیدونم چرا اینو گفتم.
فراموشی رمز عبور
پس از درخواست شما,ایمیلی برای شما به منظور تغییر رمز عبور شما ارسال خواهد شد,لطفا inbox و پوشه اسپم خود را پس از درخواست بررسی کنید
این ادامه داره یک فصل نیست
قسمت یک و دو شروع ماجرا رو نشون میده و روند معمولی داره ولی بااین حال جالبه. از قسمت سه، فیلم شروع میکنه به هیجانی شدن و یه بخش هایی نفس گیره. در کل اگر موضوعات ماجراجویی دوست دارین، دیدنش خوشایند خواهد بود. اونقدری هم پایان باز نبودش بنظرم، طوری هستش که محتوای فصل تموم میشه و داره ترغیب میکنه بیننده رو به فصل دیگه.
متاسفانه صدای سریال مشکل داره. امیدوارم کیفیت های دیگه اضافه بشن. توضیح: صدا در زمان پخش با تلوزیون مشکل پیدا میکنه.
جذاب و سرگرم کننده ولی با پایانی باز :)))))
مگه کاپیتان نمو هندی نبود 😕 پ این چی میگه این وسط
بچه که بودم روی تخت توی حیاط مادر بزرگم میخوابیدیم، حیاط هشت ظلعی بود، شیشه های پنج دری رنگی بود با یه حوض که جلوش دوتا باغچه بود، پشتشم یه مودار ( یعنی انگور رو روی داربست میزاشتن که اون بالا رشت کنه و شبیه سقف بشه) . آسمون پر ستاره بود حتی یه سریاشون تو آسمون راه میرفتن. مادرم برامون ژول ورن میخوند، همه کتاباشو دودنه دونه خوند. من اونموقع خیلی احساس خنکی میکردم. کلا خنکم بود. این سریالم ندیدم .اصلا نمیدونم چرا اینو گفتم.